تبليغاتX
تیرداد

تیرداد

وبلاگ شخصی تیرداد بنکدار

                  
           
 

نامه زیر، نامه مهندس بازرگان به محمد رضا شاه پهلوی پس از تسخیر سفارت آمریکا است که پس از 29 سال دکتر ابراهیم یزدی آن را در اختیار رسانه ها قرار داده است:

متن نامه :

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 اعلیحضرت سابق آقای محمد رضا پهلوی

 

 اگر همیشه از من صراحت دیده اید که تلخ بوده است فکر می کنم هر دفعه نیز روشن شده است که گفتارم خالی از صداقت و حسن نیت نبوده، و درست از آب در آمده است. حالا هم می خواهم پیشنهادی بدهم که به خواست خدا خیر بزرگ برای همه و از جمله شما و شهبانو در دو دنیا خواهد داشت. در برابر وضع وحشتناک حاضر و مساله لاینحلی که گروگان گیری اعضا سفارت آمریکا و سر سختی طرفین دعوی بر سر استرداد شما بوجود آورده است و می رود که خدای نخواسته عالمی به آتش و مرگ کشیده شود بیایید یک ژست عالی تاریخی و در عین حال ساده انجام دهید: اعلام مراجعت به ایران برای حضور و دفاع خود در محاکمه بنمایید، کلید نجات مملکت و باز شدن گره کور بین الملل و همچنین آزادی وجدانتان و خروج از وحشت حاضر بدست شما است. به خاطر هموطنان و برای اثبات دوستی و خدمتگزاری به آنان و به شریعت که همیشه مدعی بوده اید این کار را بکنید و بی درنگ هم بکنید. گروگان ها آزاد خواهند شد، مردم آمریکا که نمی گذارند دولت شان شاه را تحویل بدهد راضی و خلاص خواهند شد. حمله به ایران و هرگونه مشکلات و مصائب احتمالی مرتفع می شود. اروپا و آسیا از نگرانی بیرون می آیند و بالاخره شهرت جهانی و افتخار خدمت بی نظیری که کفاره ای از گذشته و آبرویی برای آینده خواهد بود  می خرید . چه بسا همین عمل تاثیر بر دلها و در محکومیت شما داشته باشد. در هر حال من پیشقدم در تقاضای تخفیف و کوشا برای اخذ گذشت خواهم بود. روسای کشورها نیز چنین وساطت خواهند کرد. این را هم بدانید که در صورت خودداری از چنین شهامت مردانه وضع مردم ایران و دنیا طوری نیست که به سلامت و به سلطنت بر گردید. عاقلانه ترین و خوش عاقبت ترین راه حل همان است که عرض کردم، خداوند ارحم الراحمین است و در توبه و سعادت را به روی بندگان باز گذاشته است.

مهدی بازرگان / تهران نهم آذر ماه 1358

 

 پی نوشت:
بدون شرح...
 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 20:52  توسط تیرداد بنکدار  | 

 

چند روز پیش سالن همایش دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران شاهد سخنرانی افشاگرایانه(؟!)  "عباس سلیمی نمین" بر علیه "عبدالله جاسبی" ریس مادام العمر دانشگاه آزاد اسلامی بود. بخشی از سخنان سلیمی نمین چیزهایی بود که همه می دانستند. مواردی از قبیل غیرپاسخگویی و فساد مدیریتی و غیره. حتی اگر روزنامه های مدعی اصلاحات بنا بر مقاصد خاصی به روی مبارکشان نیاورند، هرکس که باد دانشگاه آزاد را خورده باشد، این موارد را مشاهده و درک کرده است. اما نکته جالب اسناد دولتی از زمین خواریهای آقای ریس مادام العمر بود که گذشته از این که برای رسوایی این فرد کفایت می کرد، ادعای خنده دار آقای سلیمی نمین را هم مبنی بر آنکه تنها شهروندی حقیقت جو هستند را نقش بر آب می نمود. آخر معلوم نبود که این اسناد از کجا به دست آقای سلیمی نمین رسیده است که آقای جاسبی با گردن کلفتی در زمان ریاست جمهوری خاتمی، ملک مردم را بالا کشیده و آب هم از آب تکان نخورده. اما آقای "شهروند دلسوز" ظاهرن فراموش کرده بود که در سال ۷۹ متحدین جناب جاسپی چه کسانی بودند! جالب اینکه فردی که وقایع چند سال پیش را که همگان به یاد دارد جعل و تحریف می کند، موسسه تاریخ نگاری را هم اداره می کند و ناگفته پیداست که برونداد موسسه وی چه خواهد بود. این "شهروند مسئول" که بسیار دلنگران قواعد آکادمیک کشور هم بود، از یاد برده بود که یکی از برجسته ترین استادان هنر ایران (استاد نورالدین زرین کلک) در پی غوغاسازی ایشان و صبیه محترمه اشان از کار برکنار شد... خلاصه آنکه هیچ یک از طرفین دعوا حس همدلی و حمایت را بر نمی انگیخت.

شتر گاو پلنگ روزگاریست!...

اما در این میان آنچه به راستی برایم تازگی داشت و دلم را به درد آورد، سرسپردگی احمقانه برخی هم سالانم بود. برگذار کننده جلسه جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران بود. به دیدن این گونه افراد چشمهایمان عادت کرده و تازگی ندارد مشاهده افرادی که منافع فردی یا تعلقات ایدئولوژیک دیدگانشان را بر روی واقعیات اجتماعی بسته است. اما آنچه مرا به شدت حیرت زده کرد، جوانانی در ظاهر متجدد بود که از دانشگاه آزاد واحد گرمسار بسیج شده بودند تا هوچیگری کرده و برای "جاسبی" با نام مستعار "دانشگاه آزاد" هورا بکشند و سلیمی نمین را هو کند.  جالب که چه بگویم تاسف آور بود که این هورا کشی نه "همینجوری" که آنچنان با حرارت و احساسات بود که بیننده ای چون مرا که از نزدیک فضای دانشگاه آزاد را لمس کرده بودم به شگفتی وا می داشت. به یاد یک فیلم سینمایی افتادم که در آن تبهکاران هرچه بیشتر پلیس می کشتند، سهم بیشتری از پول دزدی به دست می آوردند. تقصیر من نیست! چند نفری که سرگرم فیلمبرداری و عکس برداری از صحنه بودند و یکی از طرفین دعوا را حمایت می کردند، باعث تداعی شدن آن فیلم برایم شدند.

مشخص بود که این جوانان که ظاهرشان نشان دهنده تعلق اغلبشان به قشر پاینی طبقه متوسط بود، با پاداشهایی از قبیل تخفیف شهریه یا چیزهای دیگر به آنجا آمده بودند و هیجان وصف ناپذیرشان هم می توانست ناشی از این باشد چون منی که لیسانسه همین دانشگاه هستم نمی توانم توجیه دیگری برای حمایت از جاسبی با آن شدت و حرارت بیابم.

دست آخر هم مراسم با زد و خوردها و هتاکی های زننده به پایان رسید و در این بین از جمله دانشجویان دولتی و آزاد اقدام به توهین به هویت دانشجویی یکدیگر هم نمودند که همین شاید یکی از اهداف بود. شکاف "دانشجوی آزاد" و "دانشجوی سراسری" باید همواره فعال باشد...

افسوس خوردم برای صحن و سالن دانشکده حقوق و علوم سیاسی که در این روزگار خطیر شاهد چه "دلقک بازیهایی" است. البته اگر به جای این دلقک بازیها سمیناری به کار خور هم برگذار می شد، نیمی از آن جمعیت هم در سالن نبودند!

اما نتیجه:

شبکه های حامی - پیرو حکومتی و شبه حکومتی در ایران، خیلی بیشتر از آنکه بسیاری از ما می اندیشیم توانایی بسیج توده ها را دارد. در "جامعه توده وار" مبتلا به وضعیت "آنومی"ُ، حتی دانشجویان را هم می توان در شمار توده ها طبقه بندی کرد...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 13:1  توسط تیرداد بنکدار  | 

هیچگاه با موسیقی رپ میانیه چندانی نداشتم. اما آشنایی با آثار "شاهین نجفی" سبب شد که بتوانم با این سبک از موسیقی هم ارتباط برقرار کنم. "شاهین نجفی" صدای خشم فروخورده نسلی سوخته و سرکوب شده است که با بیانی شیوا و موشکافانه به ترسیم شرایط و روزگار سیاه میهن می پردازد. واژگان به گونه ای اندیشیده در اشعار شاهین نجفی در کنار هم چیده شده اند. "شاهین نجفی" اگر نه تنها که بزرگترین پرچمدار موسیقی اعتراضی در ایران است و باید آثارش را شنید.

اشعار شاهین نجفی اگر چه بیانگر سرخوردگیهای جانکاه نسل ماست، اما رگه های روشنی از امید به آینده نیز در آن به چشم می خورد. یعنی علی رغم آنکه بازتاب شکستهاست، نوید پیروزی را هم در بر دارد و این آثار وی را شنیدنی تر می کند. شاهین نجفی جسورانه به همه "چلغوزای بی وطن" می پردازد و همانقدر که از "تهمتن" قلابی "فردوسی خط امامی" و "گنجی فرنگی" و "چریک کت شلواری" و "چه گوارای فوکولی" و "دکتر و پروفسور با پیشوند سید" بیزار است، به همراه "بامداد" از "ضحاک" تبری می جوید و از "فریدون" می گوید...

غرور سرکوب شده ملی ایرانیان در آهنگهای شاهین نجفی تنها شنیده نمی شود، بلکه لمس و احساس می شود.

برای شاهین نجفی همچون بسیاری از ما هم درد زن هست و هم درد وطن و هم درد فقر بی عدالتی...

واژه واژه شاهین نجفی در بر دارنده اوضاع و احوال روزگار ماست که باید شنید و شنید و بر آنچه بر ما می رود اندیشید.  

آهنگهای شاهین نجفی را از اینجا دانلود کنید. 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 1:50  توسط تیرداد بنکدار  | 

 

ملت ايران،ملتي است ديرپا و كهنسال كه در طول تاريخ حوادث بسيار بر آن گذشته است و بدون شك تأثيرات فراواني بر عمق روح ، تفكر و فرهنگ آن گذاشته اند. اما آنچه در طول تاريخ ماندگاري اين ملت را به عنوان ملتي زنده و پويا تضمين كرده است ، حفظ موجوديت و جوهرۀ اصلي فرهنگ ايراني در تمامي اين قرون و اعصار بوده است. و اين ميسر نگرديده مگر با كوششهاي نياكانمان كه در هر شرايطي بر هويت ايراني خويش و فرهنگ شكوهمند آن تأكيد كرده اند و در راه تداوم و گسترش آن فداكاري هاي بسيار نمودند. امروز ما به عنوان نسل حاضر ميراث دار آن فرهنگ شكوهمند هستيم و در عين حال وظيفه دار صيانت از آن و تداوم راه نياكانمان.

    بديهي است كه دفاع از تماميت سرزميني و موجوديت هر ملتي بر فرزندان آن ملت واجب است. با توجه به موقعيت جغرافياي و ژئوپليتيك خاص ميهنمان ايران ، و مورد توجه بودن آن در عرصۀ  جهاني‌ ، ‌تلاشي مضاعف جهت دفاع از اين سرزمين لازم است. تأكيد بر نيرومندي ايران در عرصۀ بين المللي بسيار مورد توجه است.

    دانشگاه مكاني است كه در آن توليد علم و علم آموزي صورت مي گيرد. فضاي دانشگاه محل برخورد آراء و عقايد مختلف و بيان ديدگاه هاي افراد، شنيدن و آگاه شدن از ديدگاه هاي ديگران است.اين موضوع در كنار شرايط خاص اجتماعي ايران ، دانشگاه را به نوعي تبديل به يكي از كانونهاي  تحولات اجتماعي نموده است. لذا فعاليت هاي دانشجويي در غالب تشكل ها و شكل گيري جريان هاي دانشجويي از اهميت فراواني برخوردارند.

    «ائتلاف دانشجويان آزاديخواه ملي» ، مجموعه اي است متشكل از تعدادي فعالان دانشجويي كه پاسداري از حقوق و منافع ملت ايران و تلاش براي احقاق آن را دغدغۀ اصلي خود مي شمارند. همچنين دفاع از آرمانهاي دانشجويي و تلاش براي حفظ استقلال دانشگاه ديگر دغدغۀ اساسي آنان است.  

در راستای آنچه اشاره رفت، "دانشجویان آزادیخواه ملی" مواضع و برنامه های خود را به شرح زیر بیان می کنند:

۱."دفاع و پاسداری از یکپارچگی ملی و سرزمینی ایران" برای ما از مهمترین امور بوده و تلاش می کنیم که این وظیفه ملی را در هر شرایطی پیش ببریم. به ویژه اینکه بدبختانه در شرایط خطیر امروز میهنمان، گروهی از جریاناتی که ادعای آزادیخواهی هم دارند، در پی تحریفاتی که از آن سوی مرزها و با هدایت قدرتهای بزرگ و منطقه ای صورت می گیرد، دانسته و نادانسته یکپارچگی ملی و سرزمینی ایران را هدف گرفته اند. در چنین شرایطی است که به این جمع بندی رسیده ایم که فعالیت مستقل "دانشجویان آزادیخواه ملی" جهت جلوگیری از نفوذ خزنده جریانهای انحرافی ایران ستیز به جنبش دانشجویی و سو استفاده از موقعیت و اعتبار آن، امری ضروری است.

۲. "پاسداری از آزادیهای فردی و گروهی بر اساس موازین مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر" را دومین وظیفه مهم خود به شمار می آوریم. بدیهی است که در این مورد با ارجاع به نص صریح اعلامیه جهانی حقوق بشر و دوری گزینی از تفسیرهای جهت دار و غیر معتبر که درصدد ایجاد پوشش برای فعالیتهای تجزیه طلبانه هستند، هیچ تضادی میان ملی گرایی و میهن دوستی خود با پایبندی به موازین جهانی حقوق بشر نمی بینیم. در همین راستا است که کوشش خواهینم نمود که همواره پیگیر حق مسلم ملت ایران در دستیابی به آزادیهای فردی و گروهی باشیم و در این راستا از هیچ تلاشی فروگذار نخواهیم کرد.

۳. ما باور داریم که ملت ایران در شرایط حاضر تحت ستم و تبعیض می باشند و این ستم و تبعیض بیش از هرچیز بر مبنای ایدئولوژی و منافع حاکمان است. اما دو گروه اجتماعی نیز از اعمال ستم مضاعف رنج می برند. "زنان" و "اقلیتهای دینی و مذهبی" به شدت زیر فشار تبعیضهای های مضاعف "جنسی" و "مذهبی" قرار دارند. ما پیگیرانه در راه رفع این ستم و تبعیض مضاعف خواهیم کوشید.

۴. بنابر ماهیت دانشجویی خود، "پیگیری حقوق صنفی دانشجویی و مطالبه و پاسداری از آزادیهای آکادمیک" را کارویژه خود دانسته و پیگیرانه در این امور کوشش خواهیم نمود و در مقابل هر فرد، نهاد و  یا جریانی که در صدد سلب حقوق و آزادیهای دانشجویی باشد، مقاومت خواهیم نمود.

۵.پاسداشت مولفه های "هویت ملی ایرانیان" را از اهم وظایف خود به شمار آورده و در جهت گسترش و ترویج این مولفه ها خواهیم کوشید.

۶. "میراث فرهنگی و زیست محیطی" از سرمایه های بازگشت ناپذیر یک ملت می باشند. به همین دلیل است که پاسداری از این میراث را در شمار وظایف تعطیل ناپذیر خود می دانیم.

۷. از آنجایی که اکنون شرایط برگذاری پلونوم جهت انتخاب کمیته موقت برای "ائتلاف دانشجویان آزادیخواه ملی" را نداریم، تا اطلاع ثانوی اعضای هیئت موسس ائتلاف، با نام "کمیته موقت ائتلاف دانشجویان آزادیخواه ملی" در این زمینه انجام فعالیت خواهند کرد. این اعضا به ترتیب حروف الفبا عبارتند از:

۱-۷. پیمان اسدزاده (دانشگاه تهران)

۲-۷.تیرداد بنکدار (دانشگاه تهران)

۳-۷.کورش جنتی (دانشگاه علامه طباطبایی)

۴-۷.مهرداد رحیمی (دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز)

۵-۷.شاهین زینعلی (دانشکده علوم اقتصادی)

 

                                                           تهران ۱۹مهرماه ۱۳۸۷ 

                                  کمیته موقت ائتلاف دانشجویان آزادیخواه ملی

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 15:29  توسط تیرداد بنکدار  | 

چندی پیش دوست گرامی ام "کاوش ساعی" در تارنگار گروهی "روزنامک" یادداشتی به عنوان "پان ترکیسم خرس وسط سیاست روز" را نگاشت که نوشته ایشان منجر به آغاز گفتگویی در این باره مابین کاوش ساعی، دوست نازنینم "علی رضا افشاری" و من شد که بی مناسبت ندیدم که نقدم را به نوشته کاوش گرامی در اینجا نیز بایگانی کنم.

برای خواندن متن نوشته کاوش ساعی عزیز در اینجا  کلیک کنید.

گفتگوی دوستان گرامی کاوش ساعی و علیرضا افشاری را هم در اینجا بخوانید.

گفتگوی من با کاوش ساعی گرامی را هم در ادامه مطلب بخوانید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 11:12  توسط تیرداد بنکدار  | 

 

   

               

سلسله رخدادها و وقایع سه دهه اخیر به گسترش موج سرخوردگی های سیاسی و اجتماعی در ایران منجر شده و بستر مناسبی را برای رواج و گسترش جریان نژاد پرست و فاشیستی پان ترکیسم در ایران فراهم نموده است. به ویژه آنکه در این سالها کشور ترکیه موفق به دستیابی به بسیاری از پارامترهای توسعه گردیده و به این ترتیب دورنمای دلربا و فریبنده ای را برای جریانات واگرا فراهم می کند. علاوه بر این در تمامی سالهای این سه دهه اخیر، بخش مذهبی و یا مذهبی نمای جریان پان ترکیسم در ایران، با حضور در درون حاکمیت، فرصتهای مناسبی را برای فعالیت آزادانه خود فراهم دیده اند. مجموع این شرایط دورنمای نگران کننده ای را ترسیم می کند. در این بین بخشی از حاکمیت احتمالن بر اساس ملاحضات امنیتی و نه ملی، عده ای از عناصر مزدور و جیره خوار باکو و آنکارا را در اقدامی لازم ولی دیرهنگام دستگیر می کند و در این بین جوسازیها و غوغاسازی آنهایی که تفاوت مخالفت با "حکومت ایران" با "دولت ایران" را در نمی یابند آغاز می شود و دانسته یا نادانسته در راستای مقاصد امپریالیستی آمریکا و خرده قدرتهای منطقه ای چون ترکیه و از همه مهمتر همین "استراتژی ختنه" عمل می کنند. موج حمایتها از جاسوسان و مزدورانی با نام جعلی "فعالان مدنی آذربایجان" به راه می افتد و در فضای نابخردانه جامعه سیاسی ایران، تفاوت میان "مبارز مدنی" و "مزدور و جاسوس بیگانه" به فراموشی سپرده می شود. و به این ترتیب است که در یک وارون نمایی تحریف آمیز "مسئله قومی" به مبنای اصلی مطالبات سیاسی و اجتماعی جامعه مبدل شده و مطالبات اصیل و راستین آزادی خواهانه در حاشیه قرار می گیرد. و این هم در راستای خواست حاکمیت است که به نیکی ترویج جریانات واگرای قومی را مانع مناسبی در تحقق اتحاد ملی برای دستیابی به مطالبات عینی و واقعی جامعه در حال تحول ایران می بیند، و هم در راستای خواست امپریالیستهای آمریکایی که جناح لیبرالش تقویت جریانات واگرای قومی را بدیل مناسبی برای اقداماتی پر هزینه همچون درگیری نظامی با ایران دانسته و از به زانو درآوردن تدریجی این کشور از این راه آگاهی دارند، و جناح نئومحافظه کارش که تلاش می کند که با کمک متحدین پان ترک ایلات متحده  در ترکیه و آران قفقاز (جمهوری موسوم به آذربایجان) اقدام به طرد روسیه از حوزه نفوذ سنتی اش در قفقاز ( که بحران گرجستان را باید پیامد این سیاست امپریالیستی آمریکاییها دانست)، بنمایند. در این بین کسانی که از این جریان هیچ سودی نخواهند برد، آنهایی هستند که امروز آگاهانه یا نا آگاهانه، در راستای باورهای ارزشمند انسان مدارانه خود، از فاشیستهای پان ترک حمایت معنوی می کنند.

این جستار ارزشمند "دکتر حمید احمدی" استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران را در این باره حتمن بخوانید:

استراتژی نوین پان ترکیسم: استراتژی "ختنه"

پینوشت(۱):

عکسها را از تارنگار ارزشمند آذربایجان، یاشاسین ایران (کارزار با پان ترکیسم) که توسط فرزند دلاور آذربایجان، یاشار گرامی اداره می شود، تهیه کرده ام که در همینجا از ایشان بابت اجازه ای که به من جهت استفاده از تصاویرشان دادند، سپاسگزاری می کنم.

جاوید و پاینده ایران آباد و آزاد 

پینوشت (۲):

امروز( ۱۷/۷/۱۳۸۷) متوجه شدم که سایتی به نام دامنه به این نوشته لینک داده است. پس از بازدید از صفحه این سایت دیدم آقایی به نام مهران که ظاهرن مقیم استرالیا بودند افاضاتی به این مضمون درباره این نوشته کرده اند که در جمله ((آنهایی که تفاوت مخالفت با "حکومت ایران" با "دولت ایران" را در نمی یابند )) به جای دولت، باید کشور باشد و تاسف خورده اند بر بی سوادی من دانشجوی سیاست و این بی سوادی من را نشانگر وضعیت بقیه تحلیل هم دانسته اند. ایشان اضافه کرده است که وقتی سربازان فارس(؟!) کتابهای ترکی را از کتابخانه های آذربایجان بیرون ریخته و آتش می زنند(؟!) ترکها هم حق دارن که کتابای فارسی را آتش بزنند! سپس ایشان بدون شناخت از من و یاشار گرامی در اصالت عکسها تردید نموده و بیان می دارند که ایشان هم می توانند در استرالیا کتابهای عربی را آتش زده و از آن عکس بگیرند. آقا مهران وقیحانه اضافه کرده است که با انتصاب حمید مولانا به مشاورت ریس جمهور، برخی کراواتی ها (مانند من) هم می خواهیم به ایشان نزدیک شویم و در همین راستا نوشته اینجانب را شبیه به مواضع ریس جمهور دانسته اند.
خواستم که پاسخ ایشان را در همانجا دهم که این کار برای افراد غیر عضو در سایت میسر نبود. از آنجایی که تمایل به عضویت در این قبیل پایگاههای الکی خوشی نداشتم، تصمیم گرفتم که پاسخ ایشان را در همینجا درج کنم.
در مورد نخست به ایشان یاد آور می شوم که تفاوت مهمی در تعریف دولت (state) و حکومت(government) وجود دارد. حکومت ناپایدار اما دولت پایدار است. حکومت در نتیجه انقلابات و انتخابات تغیر می کند، اما دولت در معرض چنین تغیراتی نیست.حکومت در واقع کارگزار دولت است. به این ترتیب است که دولت ایران پدیداری ثابت است و این حکومتها هستند که تغیر می کنند. "کشور" که مفهوم مورد اشاره ایشان است تنها یک گستره سرزمینی است که نمی تواند مخالف یا موافقی داشته باشد.بهتر بود ایشان پیش از اظهار فضل در این باره اندکی تحقیق می نمود.

این ادعای کودکانه و خنده دار ایشان در این مورد که "وقتی سربازان فارس(؟!) کتابهای ترکی را از کتابخانه های آذربایجان بیرون ریخته و آتش می زنند(؟!) ترکها هم حق دارند که کتابهای فارسی را آتش بزنند!" بیش از هرچیز نشانگر ذهنیت پریشان و عدم شناخت ایشان از مسائل ایران است. بی شک اگر ایشان در ایران به خدمت سربازی می رفت در می یافت که خرده نظام سرباز گیری در ایران هم مانند سایر نقاط دنیا مبتنی بر مقوله قومیت نیست. ایشان جوری سخن گفته که انگار کشوری به اسم فارس جایی را اشغال کرده و سربازان بیگانه در سرزمین اشغالی هرچه می خواهند می کنند! این آقا و همسانانش توانایی درک این مهم را ندارند که در ایران برخلاف القائات اخیر محافل وابسته به آمریکا، نظام مناسبات اجتماعی مبتنی بر مولفه قومیت نیست. تقصیری هم ندارند چونکه از دستاوردهای "حکومت جمهوری اسلامی" اخلال در "روند جامعه پذیری جوانان" بوده است و این افراد با این وضعیت هنگامی هم که مهاجرت می کنند، به راحتی تحت تاثیر انواع القائات و شانتاژها واقع می شوند. برای آگاهی جناب مهران و همسانانش بد نیست اضافه کنم که در ایران اقوام فارس و ترک وجود خارجی ندارند بلکه ما دارای دو جامعه زبانی پارسی و ترکی هستیم که اتفاقن دارای مناسبات اجتماعی تنگاتنگی هم با یکدیگر هستند. خود من محصول ازدواج دو تن از اعضای این دو جامعه زبانی می باشم پسر جان! دفاع از کتاب سوزی هم حتی اگر هم مانند ادعای مضحک و غیر مستند ایشان یک واکنش باشد، به قدری ابلهانه است که گوینده اش باید زبان گشودن را منوط به "آدم شدن" خود بکند.
در مورد اصالت عکسها هم مهران تنها در مورد عکس کتاب سوزی تردید کرده بود. چرا که سایر عکسها  آنچنان واضح است که جای تردید باقی نگذارد. به ایشان یاد آور می شوم که در تاریخ 21/9/85 فعالان پان ترک در مراسمی پر سر و صدا و در نمایشی فاشیستی، اقدام به سوزاندن کتابهای درسی و غیر درسی ادبیات و دستور زبان فارسی، احمد کسروی، شاهنامه فردوسی، گلستان و بوستان سعدی، خمسه نظامی گنجوی، مثنوی معنوی مولوی، دیوان اشعار پارسی شهریار و کتب مزین به نام کورش بزرگ کرده اند که آن موقع در بسیاری از پایگاههای خبری پارسی زبان و نیز پایگاههای متعلق به جماعت پان ترک،با عکس و تفصیلات انعکاس یافت که احتمالن به گوش شما در استرالیا نرسید. به هر حال می توانید برای نمونه به این لینک بنگرید:
http://www.iran-emrooz.net/index.php?/politic/more/11488

در مورد اتهامی هم که به شخص من وارد کرده اند باید بگویم که من حدود 5 سال است که در درون مرز زیر تیغ همه مخاطرات برای میهنم بدون هیچ چشمداشتی مبارزه و فعالیت کرده ام و سوابقم با نامم مشخص است. وقتی که نابخردی چون مهران که در ساحل امن هم سرگرم دلمشغولیهای شخصی است، چنین ناجوانمردانه به من اتهام بزند، تنها یک پاسخ برایش دارم:

"خفه شو!"              

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 12:45  توسط تیرداد بنکدار  |