تبليغاتX
تیرداد

تیرداد

وبلاگ شخصی تیرداد بنکدار

    از فردای اعلام نتایج انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری اسلامی، بسیاری از نخبگان و فعالان مدنی، به همراه میلیونها ایرانی دیگر، نتوانستند که صحت نتایج انتخاباتی را پذیرا باشند و از این روی به راههای گوناگون اعتراض خود را به این نتایج نشان دادند. به این ترتیب بود که حاكمانی که تلاش در نمایش فضایی دموکراتیک و آزاد از انتخابات ایران داشتند،  به دلیل سرمستی وصف ناپذیرشان از باده قدرت، نتوانستند چهره واقعي خويش را پنهان كنند و در واکنش هاي خشونت بار خويش چنان دژخويي از خود نشان دادند كه بايد درود فرستاد بر منش چنگيز و اسكندر! چرا كه اگر آنان در اعصار بسيار دور آن هم عليه مردماني بيگانه دست به اقدامات خشونت باري مي زدند؛ اينان در دوراني كه بايد بشردوستي و احترام به حقوق انسانها سرلوحه كار حكومت گران باشد با مردمان خويش چنان رفتار كردند كه گويي قومي غالبند بر دشمني ديرينه!

حاکمان از هيچ كوششي براي سركوب اعتراضات صورت گرفته نسبت به نتيجه انتخابات فروگذار نكردند و همچنان نيز به اقدامات سركوبگرانه خويش ادامه مي دهند و در اين راه تا آنجا پيش رفته اند كه خون بسياري از هم ميهنانمان در سركوب تظاهرات خياباني به زمين ريخته شده است. كساني كه تنها براي احقاق حقوقشان و جلوگيري از خيانت دولتمردان به رأي خويش به خيابان آمده بودند و براي بيان اعتراضات خويش مسالمت آميزترين روشها را به كار برده بودند.

    متأسفانه دولت كودتا تا كنون علاوه بر ضرب و شتم شديد و بازداشت بسياري از هم ميهنان معترض مان در خيابان ها و تظاهرات اعتراضي ؛ عده بسياري از فعالان سياسي و مدني  از طيف هاي گوناگون فكري و سياسي را نيز در خانه هايشان بازداشت كرده اند. فعالين ملي نيز از اين اقدامات سركوبگرانه بي نصيب نمانده اند. از جمله مي توان از مهندس كورش زعيم ،محمد علی دادخواه، ابوالفضل عابديني،پيمان عارف، مجتبی موسوی و حسام نصيري نام برد كه هم اكنون در بازداشت به سر مي برند. و نيز بايد اشاره كرد به مهندس هومن اسکندری ،جهانگير محمودي روحاني ميهن پرست و اميررضا اميربختيار ، كه در طي حوادث اخير مدتي را در بازداشت نيروهاي امنيتي گذرانده اند و یا احضار شده اند.

    ما دانشجويان آزاديخواه ملي از حق اعتراضات مدني و مسالمت آميز شهروندان بر طبق میثاقهای  بين المللي تضمين كننده حقوق بشر و نيز اصل 27 قانون اساسي حاكميت ، دفاع كرده و در عين حال سركوب اعتراضات مردمي و بازداشت هاي دل بخواهی و بی دلیل فعالين سياسي و مدني از جمله فعالين ملي را به شدت محكوم مي كنيم و خواستار آزادی هرچه سریعتر همه بازداشت شدگان وقایع اخیر هستیم. 

 

                                                                         

                                                                            پاينده ايران

                                                              ائتلاف دانشجويان آزاديخواه ملي

                                                                         22/4/1388
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 4:11  توسط تیرداد بنکدار  | 

 

ده سال از زمان حمله وحشیانه گروه شناخته شده ای که همواره در این سالها می توانند بی محابا وآسوده خاطراز پیگرد و مجازات قانونی به اجتماعات مدنی اقشار و گروههای مختلف ملت ایران حمله کرده و مردم را مضروب و مجروح و مقتول کنند، می گذرد. ده سال پیش در پی افشاگری روزنامه سلام، از نقش باند جنایتکاری که "خودسر" خوانده بودنش در تهیه و تنظیم قانونی آزادی ستیز، دانشجویان ساکن در کوی دانشگاه تهران، اعتراضی مسالمت آمیز و مدنی را شکل دادند و تمامیت خواهانی که هیچ ارزش و اعتباری برای آزادیهای مدنی، حقوق شهروندی، حق اجتماعات مسالمت آمیز و مفاهیمی از این قبیل قائل نیستند، به تلافی این اقدام جسورانه، کوی و دانشجویان را به خاک و خون کشیدند و هیچ عقوبتی ندیدند. تنها افکار و احساسات عمومی ملت ایران بود که در دادگاه خود، حکم فرجام ناپذیر محکومیت این جنایت را صادر نمود و اهمیتی نداد که در بیدادگاهی نمایشی، آن همه جنایت و درنده خویی را به یک "ریش تراش برقی" تنزل دادند.

ده سال پیش اقشار و گروههای مختلف اجتماعی به حمایت از دانشجویان و جنبش اصلاحات به خیابان آمدند تا از فرصت پدید آمده برای تحقق آنچه در آرای میلیونی خود به ریس جمهور اصلاحات خواستارش بودند، استفاده کنند. ملت خواهان آن بود که دست گروهی تمامیت خواه و زورگو که با تکیه بر منابع ملی و استفاده از نهادهای نظامی و امنیتی و گروههای غیر رسمی، سالها بود که خواست و منافع گروهی خود را بر اراده عمومی و منافع ملی ایرانیان تحمیل می کرد، از روزگار و سرنوشت خود کوتاه کند. اما بر خلاف انتظارش، مدعیان اصلاح طلبی و عقبه دانشگاهیشان، همراه با تمامیت خواهان "اوباش و اراذل" خطابشان کردند و قیام را سرکوب نمودند. اما یاد و خاطره آن خیزش اعتراضی دانشجویان و سایر اقشار و گروههای اجتماعی، به مثابه نقطه عطف تحولخواهی، در حافظه تاریخی ملت ایران بر جای ماند.

 اما اندکی پیش ازدهمین سالگرد فاجعه کوی دانشگاه،در روز 24 خرداد سال جاری، دانشجویان ساکن در کوی دانشگاه تهران، باز هم شبیخونی دیگر و وحشیانه تر را از سوی همان افراد تجربه کردند. و این بار هم گناهشان این بود که به بی توجهی نسبت به آرایشان،اعتراض داشتند. امروز دردهمین سالگرد هجدهم تیر، ملتمان داغدار عزیزانی است که تنها به جرم آنکه حق رای خود را مطالبه کرده بودند، در خون گرم و پاک خود فروخفتند و عزیزانی دیگر در بند و اسیرند و بسیاری دیگر با زخمی بر پیکر و یا روان خود، روزگار را می گذرانند.

امروز اصلاح طلبان حکومتی، در پی اخراج از حاکمیت، ناگزیر به همراهی با مردم شده اند. اما ای کاش که ده سال پیش چنین می کردند تا سرنوشت خود و کشور را به اینجا نمی کشاندند. اگر در آن روزگار، دیده بر خون "عزت ابراهیم نژاد" و حقوق سایر آسیب دیدگان نمی بستند، امروز ملت ایران داغدار "ندا آقا سلطان"، "کیانوش آسا"،"ناصر امیر نژاد"، "مصطفی غنیان"، "اشکان سهرابی"، "حسین طهماسبی" و عزیزانی دیگر نبود. هجدهم تیرماه ده سال پیش، سکوت و مصالحه نمودند و شانه از زیر بار مسئولیتی که ملت بر عهده اشان نهاده بود خالی کردند، و امروز دستاورد این بی کفایتی و موقعیت نشناسی خود را به نظاره نشسته اند. اما با این حال ما دانشجویان آزادیخواه ملی نیز همچون بسیاری از هم میهنان دیگرمان، همچنان امیدواریم که این بار اصلاح طلبان در اعاده حقوق ملت ایران، بیش از پیش بکوشند و تن به مصالحه دیگری بر سر حقوق ملت ندهند. 

در هر صورت، بر اساس همه موازین قانونی، دانشجویان ایرانی نیز همچون دانشجویان سایر کشورها،از حق برگذاری اجتماعات مسالمت آمیز در محیطهای دانشگاهی برخوردارند و سلب این حق قانونی و حمله به این اجتماعات، مانند آنچه در تیرماه ده سال پیش و خردادماه سال جاری اتفاق افتاد، رویه ایست که نمی تواند برای همیشه ادامه پیدا کند و گریزی از به رسمیت شناختن حق اجتماعات مسالمت آمیز (به ویژه در محیطهای دانشجویی) برای هیچ حکومتی در جهان امروز نیست.

                                              

 

                               ائتلاف دانشجویان آزادیخواه ملی

                                       تیرماه 138۸   
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 13:28  توسط تیرداد بنکدار  | 

 

 گر بدین سان باید زیست پاک

من چه ناپاکم اگر ننشانم از ایمان خود چون کوه

یادگاری جاودانه بر تراز بی بقای خاک

"ندا آقا سلطان" یکی از چندین شهید جنبش ملی اخیر ایران در روز ۳۰ خرداد سال جاری است. ویدئویی که از مرگ مظلومانه ندا به دست دژخیمان منتشر گردید، چنان افکار عمومی کشور را جریحه دار کرده که بیش از آنکه ارعاب مورد نظر جنایتکاران را محقق سازد، منجر به بروز یک کینه و نفرت عمومی از پدید آورندگان این جنایت و جنایات مشابه شده است. ندا آقا سلطان امروز برای همه مبارزان پر شمار راه آزادی، نمادی است از مظلومیت ملتی که برای احقاق حقوق پایمال شده اش با دست خالی به خیابانها آمد و اعتراض خود را به شیوه ای مسالمت آمیز و در سکوتی معنادار بیان کرد، اما با درنده خویی و ددمنشی مواجه شد و پاسخ اعتراض مسالمت آمیز و مدنی خود را با تهدید و ضرب و شتم و در نهایت گلوله گرفت. ندا در میان خیل قربانیان، دست کم این بخت را داشت که گمنام کشته نشود و نام و چهره و صحنه دلخراش شهادتش، نه تنها ایران، که جهانی را منقلب سازد. درست است که اینها هیچ یک دوباره حق زندگی کردن را به ندا بازنمی گرداند، اما ندا آقا سلطان با شهادت مظلومانه اش برای ایرانیان نمادی شد که جهانی را تکان داد و ندای مظلومیت ملت ایران را به گوش جهانیان رساند. به همین دلیل است که با اطمینان می گویم که ندا آقاسلطان برای ملت ایران جاودانه شد.

ندا آقا سلطان دانشجوی ۲۷ ساله فلسفه، به همراه یکی از استادان و شماری از هم کلاسی هایش در تظاهرات اعتراضی شهروندان تهرانی به تقلبات انتخاباتی در روز ۳۰ خرداد شرکت نموده بود که مورد اصابت گلوله اوباش معلوم الاوصاف قرار گرفت. شاید آن حیوان انسان نمایی که تفنگش را به سوی ندا نشانه گرفت هرگز تصور نمی کرد که با این جنایتش چه بحرانی را برای اربابانش خلق می کند. ندا در خون خود درغلتید و جهانی را ماتمزده کرد. اما همانگونه که پیشتر هم یادآور شدم، انتشار تصویر این جنایت آنچنان افکار عمومی جهانیان را جریحه دار کرد که تصور پایمال شدن خون به ناحق ریخته شده ندا، فقط توهم ابلهانه جنایتکاران است. ندا آقا سلطان اگر چه در عنفوان جوانی پرپر شد و جان شیرینش قربانی جنایت و دسیسه سیه کاران شد، اما مبدل به نماد جاودانه ای شد برای مظلومیت نسلی خردمند و بردبار که علی رغم تمام فشارها و آزارها، همچنان با متانت و مسالمت پیگیر حقوق - ولو حد اقلی- خویش بود که پاسخ این همه بزرگواریش را با تیغ عریان سرکوب گرفت. اما آیا جنایتکاران پلید تاکنون با خود اندیشیده اند که این بردباری و مسالمت جویی را پایانی هم می تواند باشد؟آیا اینها تاکنون با خود اندیشیده اند که اگر با زورگویی و بیداد گری می شد که چرخ روزگار را از گردش بازداشت، که اکنون نوادگان چنگیز خان مغول هنوز هم اربابان گیتی بودند؟ اینهایی که برخلاف بیشینه مستبدان و دیکتاتورهای تاریخ، حتی جرات و شرافت پذیرش مسئولیت کردار پلید خود را ندارند، چگونه و با چه پشتوانه ای اینچنین بی پروا خیابانهای شهر را با خون جوانان این سرزمین، گلگون نمودند؟

مرگ ندا آقاسلطان برای من همانند میلیونها ایرانی دیگر آنقدر دردناک است که به هیچ روی سکوت در این باره را جایز ندانم و در پیگیری مطالبات جمعی من و تو و ما و ندا و دیگر جانباختگان جنبش، ذره ای درنگ و تردید نکنم. خون ندا، نماد مظلومیت نسل من است و این نسل دیر یا زود داد خود را از این بیدادها باز خواهد ستاند.

ندا دیگر در میان ما نیست. هریک از ما هم شاید در آینده چنین فرجامی بیابیم. اما یاد ندا در خاطرمان جاودانه است و همین ما را برای ادامه راهمان استوارتر می سازد.ما پیروزیم چون "آزادی سرزمینمان" را می خواهیم و بر اساس منطق تکامل تاریخی، به آن دست می یابیم.

دوستی در سایت فیس بوک در سوگ ندا آقا سلطان جمله ای نوشته بود که آن را در اینجا نقل کرده و سخن را به پایان می رسانم:

"ندا با دیدگان باز مرد تا به ما بفهماند که با دیدگان بسته زندگی نکنیم."

-

 

پینوشت(۱):

صفحه یادبود ندا آقا سلطان در ویکیپدیای پارسی

پینوشت (۲):

نخستین عکس مزار شهید ندا آقا سلطان

پینوشت (۳):

گزارش وقایع اخیر ایران و مرگ ندا در Dailymail

پینوشت (۴):

(Neda (you will not defeat the peple

پینوشت (۵):

ترانه ندا از شاهین نجفی خواننده رپ اجتماعی

پینوشت (۶):

پرتره "ندای ایران" از وانشا رودبارکی

پینوشت (۷):

پرتره Eyes از Tim Obrien، تصویری از جسد ندا

پینوشت (۸):

صید حلال (برای دخترم ندا آقا سلطان) چکامه ای از شمس لنگرودی

پینوشت (۹):

یادداشتی برای نسلهای آینده (دکتر آرش حجازی)

پینوشت (۱۰):

ندا آقا سلطان، یکی از ده سمبل مخالفت در جهان (Time Magazine)

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 4:21  توسط تیرداد بنکدار  |