تبليغاتX
تیرداد

تیرداد

وبلاگ شخصی تیرداد بنکدار

... آنچه با نام "جنبش چریکی" مورد نظر و بررسی است، جریانهای مدرنی هستند که در پی استقرار دولتهای ملی مدرن، به دلیل تضاد ایدئولوژیک با نظامهای سیاسی، بر علیه آن قیام می‌کنند. اما آنچه در این میان، جنبشهای چریکی جهان معاصر را از شورشیان اعصار پیشامدرن تمایز می‌بخشد، عرصه پیکار این جنبشها با نظامهای سیاسی است. شورشیان در اعصار گذشته، اغلب در مناطقی خارج از نواحی شهری و در مناطقی که دارای موانع طبیعی خاصی برای در امان ماندن از حمله نیروهای حکومتی بودند، مستقر می‌شدند. این‌ها حضور سازماندهی شده و منظمی ‌در مناطق شهری نداشتند و حضورشان در شهرها یا به منظور به قتل رساندن افرادی خاص، و یا به قصد به تصرف درآوردن شهر بود. به این ترتیب، شورشیان در دوران ماقبل مدرن که هنوز دولتهای ملی مدرن پدید نیامده بودند، (یعنی دولتهایی که به تعبیر "ماکس وبر" دارای "انحصار کاربرد مشروع زور در قلمرو جغرافیایی معین" هستند) می‌توانستند که با بهره‌گیری از موانع طبیعی، در نواحی دورافتاده یا صعب‌العبوری  که حکومتهای پیشامدرن، از اعمال سلطه بر آنها ناتوان بودند، مستقر شوند اما توانایی حضور سازماندهی شده در مناطق شهری که در زیر سلطه حکومتها بود را نداشتند. ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 12:4  توسط تیرداد بنکدار  | 

 

پژوهش "واکاوی نقش طبقات اجتماعی شهری در انقلاب ایران" را در سال گذشته در وبلاگ گروهی روزنامک منتشر نمودم. امسال نیز در آستانه سی امین سالگرد "انقلاب اسلامی ایران" این مقاله را برای دوستان در سایت بامداد خبر ارسال نمودم. از آنجایی که این مقاله را در این وبلاگ در روز نخست راه اندازی اش در اسفندماه سال گذشته، به همراه سایر پژوهشهای قدیمی تر قرار دادم، تصور می کنم که خوانندگان این وبلاگ این مقاله را نخوانده باشند. به علاوه اینکه همانطور که گفته شد،در آستانه سی امین سالگرد یکی از تاثیرگذارترین وقایع تاریخ معاصر ایران هستیم. از این روی بود که درج مجدد این پژوهش را در وبلاگ شخصی خود، بی مناسبت ندیدم. این پژوهش را می توانید هم در یکی از دو لینک بالا، و هم در ادامه مطلب بخوانید. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 22:21  توسط تیرداد بنکدار  | 

اصفهان 

حکومت 221 ساله خاندان صفوی با سقوط شهر اصفهان که در آن دوره دارای عناوینی چون  «پایتخت پادشاهان ایران»، «تختگاه سلاطین ایران»، « دارالملک ایران» و «خلاصه ملک ایران» نیز بود،1 بدست شورشیان افغانی در سال 1722م/ 1101 ش به پایان رسید و تلاشهایی که برخی از بازماندگان این خاندان نیز برای احیای حکومت صفوی بکار بستند هم راه به جایی نبرد. اما فروپاشی صفویان فقط ناشی از قیام افغانها نبود؛ بلکه این سقوط نتیجه انحطاطی بود که در سالهای پایانی سلطنت خاندان صفوی بر ایران، دامنگیر دستگاه سیاسی حاکم گردیده بود و مدتها پیش از آن فرجامی این چنین را نوید می داد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه یکم آذر 1387ساعت 13:37  توسط تیرداد بنکدار  | 

  

ماهیت حکومت صفویان چه بود؟

تیرداد بنکدار

«پروفسور کریستین‌سن» تحولات متاثر از اقدام «شاه‌اسماعیل» در رسمی‌کردن مذهب تشیع را با نتایج عمل «اردشیر بابکان» در رسمیت بخشیدن به کیش زردشتی یکسان می‌داند.1 ماهیت کاملاً ‌ایرانی دین زرتشتی تردیدی در قصد و نیت غایی اردشیر بابکان باقی نمی‌گذارد. اما در مورد رابطه میان رسمی‌شدن تشیع و تحقق وحدت سرزمینی‌ایران – در پی استقرار حاکمیت صفویان بر‌این سرزمین– گمانه‌زنی‌های زیادی وجود دارد. علاوه بر‌این ترک زبان بودن خاندان صفوی نیز باعث گشته که برخی از مورخین (غالباً دارای دیدگاه‌های خاص سیاسی) نظریاتی را دال بر غیر‌ایرانی بودن‌این خاندان مطرح نمایند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 2:52  توسط تیرداد بنکدار  | 

مشخصات کتاب
  • تعداد صفحه: 480
  • نشر: فرهنگسرای طبرستان (1381)
  • شابک: 964-91487-2-8
  • وزن: 1000 گرم
دیپلماسی پنهان،  جستاری در روابط ایران و اسرائیل در عصر پهلوی با مروری بر پیشینه تاریخی یهودیان

توضیح:

این نوشتار اولین پژوهش در این وبلاگ است که در شمار نوشته های خودم نیست. بلکه خلاصه ای است از نیمه دوم کتاب مورد اشاره در بالا. این خلاصه را چند ماه پیش برای یک تکلیف درسی انجام دادم. از آنجایی که این کتاب در حال حاضر بسیار کمیاب است، درج این خلاصه را مفید دانستم. جمله های بکار رفته در متن یا برداشت مستقیم از متن است و یا خلاصه ای از مفهوم ارائه شده. تنها دو سه جمله ای را که از خودم است در داخل پرانتز و با استفاده از رنگ قهوه ای مشخص نموده ام. بخش نخست این کتاب به تاریخ یهودیان ایران می پردازد که بسیار جالب و بدیع است. اما از آنجایی که با موضوع پژوهش درسی من بی ارتباط بود، به آن نپرداخته ام و تنها بخش دوم را که بررسی روابط ایران و اسرائیل در عصر پهلوی است، خلاصه نویسی نموده ام. به هر روی مطالعه کامل این کتاب را به همه علاقه مندان پیشنهاد می کنم. البته این کتاب اکنون در بازار موجود نیست و دوستان باید از کتابخانه ها این کتاب را تهیه کنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 12:0  توسط تیرداد بنکدار  | 

 

مقدمه:

سیاستگذاریهای توسعه از آنجایی که منجر به تغیرات بنیادین در صورت­بندی نظام اجتماعی یک کشور می گردد، بر تحکیم وحدت ملی اثر گذار است. سیاستگذاران می بایست که با مدیریت دوراندیشانه بحرانهایی که پیامد فرآیند توسعه می باشند، چالشهای پیشِ روی روند تقویت وحدت ملی را مهار نمایند. در ایران به علت وجود یک سابقه هویتی کهن، استقرار هویت ملی و تحکیم وحدت ملی ناشی از آن، تنها از دستاوردهای فکری و مادی فرآیند توسعه نبوده است اما بی تردید سیاستگذاریهای توسعه در تحکیم بخشیدن به وحدت ملی نقش بسزایی ایفا نموده اند. در سیاستگذاریهای توسعه در ایران چه پیش و چه پس از انقلاب اسلامی، همواره تلاش بوده که با در نظر گرفتن استعدادها، ظرفیتها و امکانات توسعه یابی نواحی مختلف کشور، زمینه و شرایط رشد و توسعه کشور فراهم گردد و در هر دو دوره نیز سیاستگذاران توسعه به موفقیتهایی دست یافته اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 10:31  توسط تیرداد بنکدار  | 

مبدا پيدايش آنچه امروز آن را «هويت ملي ايران» مي‌ناميم، محل بحث و اختلاف نظرهاي فراوان است. گروهي با استناد به تاريخ و فرهنگ ايران، اين هويت را هويتي كهن و باستاني به‌شمار مي‌‌آورند. و گروهي ديگر اصرار دارند كه اصولاً هويت ايراني ـ از آنجا كه هويت ملي داراي ويژگي‌هاي نوین است ـ الزاماً پديده‌اي مدرن مي‌باشد و هيچ هويت فراقومي و يا فراشهري در ادوار گذشته وجود نداشته و هويت ملي – تنها با ويژگي‌هاي مدرن – در دوران معاصر ابتدا در اروپا و سپس در ساير نقاط جهان شكل گرفته و حتي برخي نيز تا آنجا پيش رفتند كه اصولا هويت ملي را پديده‌اي ذهني و كاملاً ساختگي به حساب مي‌آورند.

در كشور ما به علت وجود ميراث غيرقابل انكار فرهنگي و تاريخي، غلبه با گروه اول است كه بر وجود «هويت ايراني» از دوران باستان تاكيد داشته و در عين حال تاثيرپذيري اين هويت از مدرنيته و تبديل آن به پديده مدرن «هويت ملي ايران» را منكر نمي‌شوند.

اصولاً حتي اگر بپذيريم پديده «هويت يابي سرزمینی» در جوامع اروپايي پديده‌اي مدرن يا ساختگي است، اين امر را نمي‌توان به ملل كهني همچون ايرانيان، يونانيان و چينيان تعميم داد. زيرا اين تمدن‌ها از ابتدا بر جدايي خود و ديگران تاكيد داشتند. چنانكه يونانيان غير يونانيان را بربر و ايرانيان غير ايرانيان را انيران مي‌ناميدند و ديوار بزرگ چین نیز نمادی است  از جدایی چينيان از دیگران.

من در این پژوهش با استفاده از داده های تاریخی، تلاشی را در جهت اثبات فرضیه دیرپایی "هویت ایرانی" پی خواهم گرفت. زیرا گمان دارم که تاریخ پر فراز و نشیب ما خود می تواند بهترین گواه در جهت نمایاندن حقیقت این سرزمین باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 2:59  توسط تیرداد بنکدار  | 

"جان گالتونگ" نظریه پرداز ساختارگرا، در نظریه امپریالیسم خویش، نظام بین الملل را متاثر از نظریه"نظام جهانی امانوئل والرشتاین"متشکل از دو گروه عمده "کانون" و "پیرامون" می داند ومعتقد است که در هر دو قسمت کانون و پیرامون، بخشهای کانونی و پیرامونی هم وجود دارد. به این ترتیب کانون خود شکل گرفته از "کانون کانون" و "پیرامون کانون" و پیرامون نیزمتشکل از" کانون پیرامون" و "پیرامون پیرامون" است. به نظر "گالتونگ" همواره میان هردو کانون، "همگونگی" به معنای اشتراک در منافع وجود دارد. در حالی که میان دو پیرامون چنین رابطه ای وجود ندارد. مدل "گالتونگ" به عنوان یکی از بهترین الگوها جهت ترسیم جایگاه کشورها درعرصه روابط بین المللی شان می باشد. (1) در این پژوهش، با استفاده ازاین مدل ، چگونگی روابط ایران و افغانستان از سال 1953 م/ 1332خ تاکنون بررسی میشود. از این روی مبدا بررسی را بر این سال نهاده ایم که –همانطور که اشاره رفت- در این سال در پی واقعه 28 مرداد 1332، ایران با فاصله گرفتن محسوس از رویکرد سنتی بی طرفی و ورود به عرصه بلوک بندیهای جنگ سرد، اولین گامها را در جهت گذار به موقعیت "کانونی پیرامون" را  بر می داشت. این مقطع زمانی که به مثابه نقطه آغاز پژوهش در نظر گرفته شده، تا سال 1971 م/1350 خ که ایران موفق به تثبیت کامل موقعیت مورد اشاره گردید، ادامه دارد و از این سال با ارتقای قطعی جایگاه ایران در نظام بین الملل، به مدت کمتر از هشت سال یعنی تا سال 1979 م/1358خ که همزمان با وقوع انقلاب در ایران است، به بررسی این روابط در مرحله "تثبیت موقعیت کانونی پیرامون" ایران خواهیم پرداخت و در مرحله پایانی، چگونگی این روابط را از پیروزی انقلاب ایران تا زمان حاضر بررسی نموده و چگونگی جایگیری این رابطه در مدل "گالتونگ" را در این سالها واکاوی می نماییم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 19:19  توسط تیرداد بنکدار  | 

تاکنون اندیشمندان و صاحب نظران پرشماری هریک، به فراخور دیدگاهها و خاستگاههای فکریشان دلائل و عوامل متعددی را پیرامون چرایی و چگونگی رخداد انقلاب ایران در سال 1357 خورشیدی بر شمرده اند که در این مجال کوتاه فرصت پرداختن و بررسی یکایکشان نمیباشد. اما در این میان دیدگاهها و نظریاتی که با پرهیز از یکسویه نگری و تک عاملی در نظر گرفتن این رخداد، تلاشی جهت دستیابی به یک تحلیل همه جانبه پیرامون آن میکنند، از دید نگارنده از مبنای منطقی تری برخوردارند.

از جمله این تحلیلهای چند علتی انقلاب ایران میتوان به بررسی های "جان فوران" اشاره کرد که در کتاب “مقاومت شکننده” وی درج گردیده است. وی در این اثر ضمن پیروی از این روش بر تداوم نظریه خویش در مورد دو خیزش پیشین ملت ایران (مشروطه و نهضت ملی)، در انقلاب 57 نیز تاکید میکند. فوران نظریه خود را با توجه به ماهیت و خصلت فرا طبقاتی این حرکتها، “ائتلاف طبقاتی” میداند که البته پیش از وی نیز بسیاری از اندیشمندان مانند آبراهامیان، کدی، بشیریه، اشرف و همایون بر این وجه از انقلاب ایران تاکید داشته اند.(1) فوران در کنار نظریه مذکور بر “فرهنگ سیاسی” هر یک از طبقات اجتماعی ایران نیز اشاره میکند که در نیروهای سیاسی مختلفی متبلور شده اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 18:46  توسط تیرداد بنکدار  | 

      تیرداد بنکدار

* ملت پدیده ای تاریخی و جامعه شناختی، و ترکیبی است از گروههای نژادی، خویشاوندی، زبانی و عوامل عینی گوناگون که پس از فروپاشی جوامع برده داری و فئودالی در دوره عصر جدید (۱۴۹۲-۱۷۸۹م) و به ویژه پس از قرارداد وستفالیا (1648) پدیدار شده است. این اجماع و توافق عمومی هم وجود دارد که ملت جماعتی وابسته به سرزمین و جدا از گروه نژادی قبیله ای و دینی مردمان است.

* "ملت گرایی" پیامد مرحله ای نوین از رشد تاریخی گروههای قومی است که در پی پیدایش "اراده همزیستی " – خواه به صورت جبری و خواه اختیاری- پدید می آید و در پی آن همانگونه که پیشتر نیز گفته شد پیش از شکل گیری این "اراده همزیستی" می بایست که تا میزانی جامعه بهره مند از " آگاهی ملی" باشد. یعنی از موجودیت خود به عنوان یک "ملت" آگاه باشد.

* روسها با فرهنگی" دیگرگونه" از تمامی آنچه در ذهن ایرانی جای داشت اقدام به جداسازی قسمتی از سرزمین ایران نمودند و با ایجاد اخلالی به نسبت بلند مدت در رفت و آمد ایرانیان ناخواسته اقدام به تقویت "اراده همزیستی" ایرانیان نمودند. در این میان "مدرن" بودن نسبی روسهای درگیر با ایران که سبب تفوق نظامی اشان بر ایرانیان گردید بی تردید بیشترین اثر را بر ذهن ایرانی بر جای نهاد و او را به سوی کنکاشی از موقعیت زمانی اش سوق داد.

* بسیاری از روشنفکران مشروطه خواه پی بردند که برای پیشبرد امر استقرار "دولت ملی" (nation state)در ایران نیازمند رویکرد دیگری هستند و از همین روی بود که اینبار دولت ملی مدرن ایرانی در لوای یک "دولت مطلقه" و  توسط "رضاخان پهلوی" پدید آمد و اینبار توانست که با شکل دهی بوروکراسی لازم برای ایجاد دولت متمرکز به پیدایش و تداوم یک "دولت ملی مدرن " در ایران تحقق ببخشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 18:41  توسط تیرداد بنکدار  | 

بي ترديد بايد گفت كه جامعه امروز ايران با مشکلات متعدد دروني مواجه است كه يكي از چالش برانگيزترين اين مشکلات، پديدآمدن تدريجي «تعارضات قومي» در برخي از نواحي كشور مي باشد و اين موضوعي است كه امروز به عنوان يكي از جدي ترين تهديدها در مقابل نيروهاي ملي و آزاديخواه واقعي در كشور قرار دارد.

در ابتدا بايد ديد كه نقطه پيدايش اين «تعارض» و خاستگاه بروز اين چنين ديدگاههايي در كجا بوده و از چه مقدار اصالت و درون زايي برخوردار است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 18:32  توسط تیرداد بنکدار  | 

 

 رضاشاه

جنبش مشروطیت ایران نخستین کوشش، در تاریخ ایران بود که در جهت استقرار «حاکمیت ملی» و در تقابل با سلطان مداری و استبداد فردی به پیروزی رسید.

 مشروطیت آغاز مرحله نوینی در تاریخ این مرزوبوم است که در پی آن مردمان، دیگر نه به عنوان «رعایای ایران» بلکه بعنوان «ملت ایران» در نظر گرفته شدند.(1) رشد «آگاهی ملی» علت اصلی وقوع انقلاب مشروطیت بود و تلاش در جهت پیشبرد اهداف و منافع ملی در پس همین رشد «آگاهی ملی » قرار داشت. مشروطه خواهان نیک می دانستند که جهت دستیابی به این هدف می بایست که بیش از هر چیز با مهار حاکمیت سلطانی قاجار، شالوده «حاکمیت ملی» را در کشور بنا نهند. روشنفکران مشروطه خواه برای ایجاد «ایرانی نوین، نیرومند و پیشرفته» به تعبیر آبراهامیان سه وسیله را برگزیدند که عبارت بودند از «مشروطیت، دنیویت و ناسیونالیسم ... که اولی قدرت ارتجاعی سلطنت را از بین می بَرَد، دومی نفوذ سنتی روحانیون را زایل می سازد و سومی چنگالهای استثمارگر امپریالیستها را قطع می کند.» (2) کلیه عقاید و آرا و همچنین اعمال و کردارهای مشروطه خواهان در این جمع بندی آبراهامیان جای می گیرد. براساس همین مبنا می توان بررسی نمود که سالهای حکومت رضاشاه پهلوی در تقابل یا تکامل جنبش مشروطیت قرار داشته است. اما در ابتدا باید خاطر نشان کرد که جنبش مشروطیت در بعد نظری در وهله اول تلاشی بود در جهت نوزایی و توسعه فرهنگی و اجتماعی ایران که پس از همراهی با رهیافتی سیاسی یعنی «مشروطیت» و همچنین رهیافت حقوقی«قانون خواهی» - که دارای مرزهای ظریفی با یکدیگر بودند- به تحقق پیوست. پس باید پس از بررسی مولفه های مورد اشاره آبراهامیان، دستاوردهای دوران رضاشاه در تحقق غایت و هدف نهایی مشروطه خواهان یعنی توسعه و نوسازی ایران را نیز بسنجیم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 18:25  توسط تیرداد بنکدار  |