
گر بدین سان باید زیست پاک
من چه ناپاکم اگر ننشانم از ایمان خود چون کوه
یادگاری جاودانه بر تراز بی بقای خاک
"ندا آقا سلطان" یکی از چندین شهید جنبش ملی اخیر ایران در روز ۳۰ خرداد سال جاری است. ویدئویی که از مرگ مظلومانه ندا به دست دژخیمان منتشر گردید، چنان افکار عمومی کشور را جریحه دار کرده که بیش از آنکه ارعاب مورد نظر جنایتکاران را محقق سازد، منجر به بروز یک کینه و نفرت عمومی از پدید آورندگان این جنایت و جنایات مشابه شده است. ندا آقا سلطان امروز برای همه مبارزان پر شمار راه آزادی، نمادی است از مظلومیت ملتی که برای احقاق حقوق پایمال شده اش با دست خالی به خیابانها آمد و اعتراض خود را به شیوه ای مسالمت آمیز و در سکوتی معنادار بیان کرد، اما با درنده خویی و ددمنشی مواجه شد و پاسخ اعتراض مسالمت آمیز و مدنی خود را با تهدید و ضرب و شتم و در نهایت گلوله گرفت. ندا در میان خیل قربانیان، دست کم این بخت را داشت که گمنام کشته نشود و نام و چهره و صحنه دلخراش شهادتش، نه تنها ایران، که جهانی را منقلب سازد. درست است که اینها هیچ یک دوباره حق زندگی کردن را به ندا بازنمی گرداند، اما ندا آقا سلطان با شهادت مظلومانه اش برای ایرانیان نمادی شد که جهانی را تکان داد و ندای مظلومیت ملت ایران را به گوش جهانیان رساند. به همین دلیل است که با اطمینان می گویم که ندا آقاسلطان برای ملت ایران جاودانه شد.
ندا آقا سلطان دانشجوی ۲۷ ساله فلسفه، به همراه یکی از استادان و شماری از هم کلاسی هایش در تظاهرات اعتراضی شهروندان تهرانی به تقلبات انتخاباتی در روز ۳۰ خرداد شرکت نموده بود که مورد اصابت گلوله اوباش معلوم الاوصاف قرار گرفت. شاید آن حیوان انسان نمایی که تفنگش را به سوی ندا نشانه گرفت هرگز تصور نمی کرد که با این جنایتش چه بحرانی را برای اربابانش خلق می کند. ندا در خون خود درغلتید و جهانی را ماتمزده کرد. اما همانگونه که پیشتر هم یادآور شدم، انتشار تصویر این جنایت آنچنان افکار عمومی جهانیان را جریحه دار کرد که تصور پایمال شدن خون به ناحق ریخته شده ندا، فقط توهم ابلهانه جنایتکاران است. ندا آقا سلطان اگر چه در عنفوان جوانی پرپر شد و جان شیرینش قربانی جنایت و دسیسه سیه کاران شد، اما مبدل به نماد جاودانه ای شد برای مظلومیت نسلی خردمند و بردبار که علی رغم تمام فشارها و آزارها، همچنان با متانت و مسالمت پیگیر حقوق - ولو حد اقلی- خویش بود که پاسخ این همه بزرگواریش را با تیغ عریان سرکوب گرفت. اما آیا جنایتکاران پلید تاکنون با خود اندیشیده اند که این بردباری و مسالمت جویی را پایانی هم می تواند باشد؟آیا اینها تاکنون با خود اندیشیده اند که اگر با زورگویی و بیداد گری می شد که چرخ روزگار را از گردش بازداشت، که اکنون نوادگان چنگیز خان مغول هنوز هم اربابان گیتی بودند؟ اینهایی که برخلاف بیشینه مستبدان و دیکتاتورهای تاریخ، حتی جرات و شرافت پذیرش مسئولیت کردار پلید خود را ندارند، چگونه و با چه پشتوانه ای اینچنین بی پروا خیابانهای شهر را با خون جوانان این سرزمین، گلگون نمودند؟
مرگ ندا آقاسلطان برای من همانند میلیونها ایرانی دیگر آنقدر دردناک است که به هیچ روی سکوت در این باره را جایز ندانم و در پیگیری مطالبات جمعی من و تو و ما و ندا و دیگر جانباختگان جنبش، ذره ای درنگ و تردید نکنم. خون ندا، نماد مظلومیت نسل من است و این نسل دیر یا زود داد خود را از این بیدادها باز خواهد ستاند.
ندا دیگر در میان ما نیست. هریک از ما هم شاید در آینده چنین فرجامی بیابیم. اما یاد ندا در خاطرمان جاودانه است و همین ما را برای ادامه راهمان استوارتر می سازد.ما پیروزیم چون "آزادی سرزمینمان" را می خواهیم و بر اساس منطق تکامل تاریخی، به آن دست می یابیم.
دوستی در سایت فیس بوک در سوگ ندا آقا سلطان جمله ای نوشته بود که آن را در اینجا نقل کرده و سخن را به پایان می رسانم:
"ندا با دیدگان باز مرد تا به ما بفهماند که با دیدگان بسته زندگی نکنیم."
-
پینوشت(۱):
صفحه یادبود ندا آقا سلطان در ویکیپدیای پارسی
پینوشت (۲):
نخستین عکس مزار شهید ندا آقا سلطان
پینوشت (۳):
گزارش وقایع اخیر ایران و مرگ ندا در Dailymail
پینوشت (۴):
(Neda (you will not defeat the peple
پینوشت (۵):
ترانه ندا از شاهین نجفی خواننده رپ اجتماعی
پینوشت (۶):
پرتره "ندای ایران" از وانشا رودبارکی
پینوشت (۷):
پرتره Eyes از Tim Obrien، تصویری از جسد ندا
پینوشت (۸):
صید حلال (برای دخترم ندا آقا سلطان) چکامه ای از شمس لنگرودی
پینوشت (۹):
یادداشتی برای نسلهای آینده (دکتر آرش حجازی)
پینوشت (۱۰):
ندا آقا سلطان، یکی از ده سمبل مخالفت در جهان (Time Magazine)










